مسئله ناترازی انرژی امروزه تبدیل به یکی از اصلیترین چالشهای حکمرانی در کشور شدهاست. یکی از ابعاد مهم این مسئله که عموماً مورد غفلت سیاستگذاران قرار میگیرد، تصمیمگیریها و رفتارهای مرتبط با مصرف انرژی توسط شهروندان است. پروژه حاضر با اتکا بر جدیدترین یافتههای علوم رفتاری، راهکارهایی عملی و کمهزینه برای کاهش مصرف انرژی در کشور ارائه میدهد. بررسی سوگیریهای انسانی، محدودیتهای شناختی و رفتارهای عادتی نشان میدهد که انتخابهای روزمره افراد در موضوع مصرف انرژی، قابل اصلاحاند. در نتیجه این مطالعه، مجموعهای از راهکارهای رفتاری و ایدههای عملیاتی مطرح شده که میتوانند مبنای سیاستگذاری و اقدام برای بهینهسازی مصرف انرژی در کشور قرار گیرند.
مصرف انرژی و آسیبهای زیستمحیطی، به یکی از چالشهای اساسی جوامع معاصر تبدیل شده است. حل این چالش تنها با ابزارهای اقتصادی و نظارتی ممکن نیست؛ زیرا ریشه بسیاری از رفتارهای مصرفی انسان در سوگیریهای شناختی، هیجانات آنی، عادات و محدودیتهای تصمیمگیری نهفته است. انسانها همیشه به شکل عقلانی عمل نمیکنند. سوگیریهایی مانند وضع موجود، کوتهبینی، و شکاف قصد و عمل میتوانند به تصمیمهایی منجر شوند که برخلاف منافع بلندمدت فرد و جامعه است. برای مثال، افراد گاهی فناوریهای کممصرف را نادیده میگیرند، حتی اگر در بلندمدت به نفع آنها باشد. این واقعیت نقش حیاتی «بینشهای رفتاری» را در سیاستگذاری انرژی برجسته میکند.
علوم رفتاری — ترکیبی از روانشناسی، اقتصاد رفتاری و علوم اعصاب — اکنون بهصورت جدی در سیاستگذاری محیط زیست ادغام شده است. ابزارهایی چون سادهسازی پیامها، طراحی پیشفرضهای مناسب، بازطراحی برچسبهای بهرهوری، مقایسههای اجتماعی و اصلاح معماری انتخاب در دهه اخیر در کشورهایی مانند آمریکا، اروپای غربی، ژاپن و اندونزی نتایج چشمگیری داشتهاند.
پروژه حاضر در پاییز و زمستان سال ۱۴۰۴ انجام گرفته و تلاش کرده در پنج فصل، ظرفیت گسترده رویکرد بینشهای رفتاری برای کمک به حل مسئله ناترازی انرژی در کشور را ترسیم کند. در دو فصل از پروژه، ۱۵ راهکار رفتاری برای تغییر رفتار شهروندان و حدود ۲۰ ایده عملیاتی برای پیادهسازی این راهکارهای رفتاری پیشنهاد شده که میتواند بهصورت کوتاهمدت یا بلندمدت در کشور اجرا شود.
برای دریافت اطلاعات بیشتر درباره پروژه، میتوانید از طریق راههای ارتباطی مرکز بینشهای رفتاری ایران اقدام کنید.