با آغاز حمله آمریکا به ایران در اسفند ۱۴۰۴، شهرداری تهران بهمنظور حمایت از شهروندان و کاهش فشارهای ناشی از شرایط جنگی بر مردم، استفاده از خدمات حمل و نقل عمومی از جمله مترو و اتوبوسهای تندرو (BRT) را بهصورت موقت رایگان اعلام کرد؛ تصمیمی که در آن مقطع، قدمی مثبت و متناسب با شرایط بحرانی کشور به شمار میرفت. اما اخیرا زمزمههایی برای رایگانسازی دائمی خدمات حمل و نقل عمومی به گوش میرسد. برخی از موافقان بر این باورند که حذف هزینه بلیت، سبب افزایش استفاده شهروندان از خدمات حمل و نقل عمومی شده و درآمد حاصل از کاهش مصرف سوخت و آلودگی هوا، هزینه اجرای این سیاست را جبران خواهد کرد. اما آیا رایگانسازی، در واقعیت نیز استفاده از خدمات حمل و نقل عمومی را افزایش میدهد؟
پژوهشها نشان میدهند که طرحهای رایگانسازی یا تخفیف بلیت، صرفا در کوتاهمدت میتوانند افرادی را که نگرش مثبتی نسبت به استفاده از حملونقل عمومی دارند اما نگران هزینههای آن هستند ــ و در بسیاری از موارد این هزینه را نسبت به استفاده از خودروی شخصی بیشبرآورد میکنند! – به استفاده بیشتر ترغیب کنند. اما در بلندمدت، این سیاستها تاثیری بر جذب کاربران جدید و افزایش استفاده از خدمات حملونقل عمومی نخواهد داشت.
تجربه اجرای طرح «بلیت دویچلند – Deutschland Ticket» در آلمان نیز موید همین واقعیت است. این طرح، امکان انجام سفرهای نامحدود در سراسر کشور را با یک بلیت نسبتا ارزان فراهم میکرد. با این حال، بررسی رفتار کاربران نشان داد که مهمترین انگیزه انتخاب این بلیت، قیمت پایین آن نبوده است، بلکه سادگی استفاده، اعتبار در سراسر کشور، امکان انجام سفرهای نامحدود و انعطافپذیری زمانی بهعنوان دلایل اصلی استفاده از این بلیت شناسایی شد. جالب آنکه ویژگی «ارزان بودن» حتی در میان گروههایی با پایینترین سطح درآمد نیز، کمتر بهعنوان دلیل استفاده، انتخاب شده بود.
از منظر رویکرد بینشهای رفتاری، موانع اصلی استفاده از حمل و نقل عمومی بیش از آنکه اقتصادی باشند، ریشه در عوامل شناختی و رفتاری دارند. موانع شناختی مانند تمایل افراد به حفظ وضعیت موجود (رفتار بر طبق عادت پیشین)، ابهامگریزی (پیشبینیناپذیر بودن زمان سفر در حمل و نقل عمومی)، و همچنین تمایل به سادگی (مانند دشواری دسترسی به ایستگاهها یا پیچیدگی مسیریابی)، از جمله مهمترین عواملی هستند که بیشترین تاثیر را در عدم استفاده افراد از حمل و نقل عمومی دارند.
در نتیجه، میتوان چنین استنباط کرد که رایگانسازی حمل و نقل عمومی، اگرچه برای کاربران ثابت مترو و اتوبوس اقدامی خوشایند محسوب میشود، اما برای سایر شهروندانی که به طور معمول از مترو و اتوبوس استفاده نمیکنند، نمیتواند بهتنهایی عامل تغییر رفتار به شمار بیاید.
به همین جهت، این پرسش همچنان پابرجاست که برای تامین اهدافی مانند کاهش مصرف سوخت و کاهش آلودگی هوا، آیا بهتر نیست که به جای رایگانسازی، هزینههای دریافتی از بلیتها صرف توسعه زیرساختهای حمل و نقل عمومی و سهولت دسترسی، افزایش ظرفیت ناوگان، کاهش زمان انتظار و شلوغی، سرمایهگذاری بر فناوریهای پاک و ماشینهای برقی و همچنین تمرکز بر تبلیغات هدفمند، مداخلات رفتاری و رفع موانع شناختی افراد گردد که اثرات بلندمدتتر، گستردهتر و معنادارتری بر افزایش تمایل شهروندان به استفاده از خدمات حمل و نقل عمومی خواهد داشت؟
Bissel, M., Dörsam, C., & Agola, D. (2026). The role of behavioral insights in flat-fare public transport tickets: an empirical analysis based on the EAST framework. Behavioural Public Policy, 1-16.
Planning, A., & Team, B. I. (2018). Applying Behavioural Insights to Transportation Demand Management.