امروزه در سراسر جهان، نگرانیها پیرامون کاهش انسجام اجتماعی و گسترش قطبیشدن جوامع رو به افزایش است. هرچند بحرانهایی مانند جنگ میتوانند بهصورت موقت انسجام اجتماعی را تقویت نمایند، اما بسیاری از پژوهشگران این تاثیر را کوتاهمدت دانسته و بازگشت انسجام اجتماعی به سطح پیشین را محتمل ارزیابی کردهاند. به بیان دیگر، دستیابی به سطوح بالاتر و عمیقتر انسجام اجتماعی، نیازمند وجود مولفههای بنیادینی است که در صورت فقدان آنها، احتمال بازگشت انسجام اجتماعی به وضعیت قبلی بسیار بالاست.
اکنون در میانه نبرد با رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا، تقویت و حفظ انسجام اجتماعی باهدف ایجاد جامعهای یکپارچه، متحد و منسجم در تقابلی همهجانبه با دشمنان، ضرورتی راهبردی و انکارناپذیر بهنظر میرسد. تلاش فزاینده دشمنان در عرصههای روانی و شناختی با محوریت دوقطبیسازی و ایجاد شکاف میان گروههای اجتماعی و قومیتی، خود گواهی بر اهمیت بیبدیل انسجام اجتماعی است.
براین اساس، گزارش حاضر در تلاش است تا با تکیه بر جدیدترین و معتبرترین نظریات و یافتهها در حوزه علوم رفتاری و شناختی، ضمن معرفی «مدل روانشناختی انسجام اجتماعی»، راهبردها و توصیههایی اجرایی با اتکا بر مولفههای مدل شامل «اعتماد به حکومت، گشودگی، ادراک تهدید بیرونی، ارزشهای مشترک و فرا ادراک» ارائه نماید. مدل حاضر میتواند مبنای فعالیتهای رسمی و نیز مردمنهاد با هدف ایجاد و تقویت انسجام اجتماعی در کشور قرار گیرد.