امروزه و در خلال حوادث و اتفاقات گوناگونی که جهان تجربه میکند، «اقدام یا کنش جمعی» از اساسیترین مباحثی است که در زندگی اجتماعی و سیاسی به آن توجه میشود. این موضوع در جنگ با رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا که این ایام در میانهی آن قرار داریم، اهمیتی دو چندان پیدا میکند.
اشکال مختلف کنش جمعی بیش از هرچیز برآمده از دو مفهوم «ادراک بیعدالتی» و «باور به کارآمدی گروهی» هستند. اگر مردم اعمال بیعدالتی و ظلم را از سمت گروه متخاصم درک کنند و باور داشته باشند که توانایی به چالش کشیدن و مقابله با این گروه را دارند، به احتمال بیشتری دست به کنش جمعی میزنند.
از طرفی، امروز و در سکوت صحنه نظامی نبرد بیش از هر زمان دیگری تمرکز اصلی بر تاثیرگذاری بر نگرشها، ادراکات، هیجانها و رفتارهای ماست و این روایتها هستند که از واقعیتهای عینی پیشی میگیرند و اگر مدیریت روایت در کشور به درستی صورت نپذیرد، دستاوردهای برآمده از کنش جمعی مردم نیز به تدریج کمرنگ میشود و فایده خود را از دست میدهد.
در این راستا، مدیریت اثربخش تصویر و روایت و تبدیل کردن آن به روایت مسلط، نیازمند برخورداری از درک عمیق و علمی معتبر و مبتنی بر شواهد علوم رفتاری و روانشناختی میباشد و امروزه توجه به این موضوع، ضرورتی راهبردی و انکارناپذیر به شمار میآید. در همین راستا میتوان موارد زیر را مدنظر قرار داد:
• بیان روایتهای شخصی و غیررسمی از مطالبات گسترده مردم برای مقابله با دشمنان، بهویژه با تاکید بر بازنمایی اقشاری که در ابتدا مخالف جنگ بودند ولی باگذشت زمان نظر خود را تغییر دادند.
• رعایت تعادل بین بازنمایی آسیبهای کشور و مردم (با تمرکز بر بیان روایتهای موردی و هیجانی از آسیب به زندگی مردم، نه پوشش تمام حملات) و بازنمایی ضربات نیروهای مسلح به دشمن، نه بیان صرف موفقیتهای نظامی و اقتدار
• محوریتبخشی به تصویر «رنج و افتخار» برای ترسیم وضعیت ملت ایران در جنگ حاضر
• بیان پرتکرار و پررنگ روایتهای موردی و نمادین از کارآمدی نیروهای مسلح (مانند هدف قراردادن F-35، ناوهای هواپیمابر و موارد مشابه آن) بهجای پوشش صرف اعداد و ارقام حملات
• تمرکز بر بیان آسیبهای عدم مقابله و مقاومت در برابر دشمن و ترسیم هزینههای کوتاهمدت آن