در سالهای اخیر، ایران بهطور مستمر در معرض حملات رسانهای و موجهای سازمانیافته انتشار اخبار جعلی و ساختگی قرار داشته و در مقاطع مختلف، آسیبهای قابلتوجهی از این ناحیه متحمل شده است. در بزنگاههایی نظیر ناآرامیهای سالهای ۱۳۸۸ و ۱۴۰۱ و همچنین در دورههای مختلف انتخابات، انتشار گسترده اخبار جعلی پیامدهایی بعضاً جبرانناپذیر برای کشور به همراه داشته است. در اغتشاشات اخیر نیز، باور به خبرهای جعلی که در تمام سالیان گذشته منتشر شدهبود، یکی از اصلیترین دلایل افراطیشدن گروهی از افراد (بهویژه نوجوانان) بود که به وقوع فجایعی بسیار خشن و غیرانسانی و شهادت بسیاری از هموطنان منجر شد. در روزهای اخیر نیز، دسترسی به شبکۀ جهانی اینترنت در کنار ناتوانی همیشگی رسانههای داخلی در انتشار حقایق، فضا را برای انتشار دوبارۀ اخبار نادرست و گمراهکننده فراهم کردهاست.
افزون بر این مقاطع خاص، در شرایط عادی نیز بهصورت تدریجی و مستمر، اخبار نادرست از بسترهای متنوع فضای مجازی در حال انتشار هستند و افراد و نهادهای دغدغهمند، تلاشهایی را برای مقابله با این پدیده سامان دادهاند. با این حال، در بسیاری از این مواجههها، کمتر از رویکردهای صحیح، مؤثر و مبتنی بر شواهد علمی استفاده شده و عمدتاً تصمیمگیریها بر اساس برداشتهای شخصی و شهودی صورت گرفته است. در مقابل، یافتههای حوزه «روانشناسی اخبار جعلی» با تکیه بر شناخت دقیق ذهن انسان، سازوکارهای شناختی و شواهد تجربی، توصیههایی متفاوت و مبتنی بر علم ارائه میدهند.
یکی از ویژگیهای اساسی ذهن انسان، محدودیت توجه و منابع شناختی است که در نتیجه آن، بخش قابلتوجهی از اطلاعات بهصورت سریع، سطحی و ناآگاهانه پردازش میشوند (1). ویژگی مهم دیگر، «اثر تأثیر ادامهدار» است که به معنای باقیماندن اطلاعات نادرست در ذهن افراد حتی پس از اصلاح آنهاست. همچنین «اثر حقیقت توهمی» بیانگر آن است که تکرار یک خبر غلط و ایجاد حس آشنایی میتواند منجر به پذیرش آن شود. با توجه به این ویژگیها، مؤثرترین راهبرد برای مقابله با اطلاعات نادرست، تأکید و تکرار حقیقت و پرهیز از بازتولید و تکرار خبر غلط است (2 و 3). در واقع، با توجه به «چسبندگی» اخبار جعلی، ضروری است تا حد امکان از ورود آنها به ذهن مخاطبان جلوگیری شود؛ چرا که پس از شکلگیری این چسبندگی، حذف اطلاعات نادرست از ذهن بسیار دشوار خواهد بود (2).
بر این اساس، برخلاف تصور رایج، نخستین اصل در مواجهه با اخبار جعلی آن است که با تمامی اخبار منتشرشده بهصورت یکسان برخورد نشود (2)، زیرا در برخی موارد این مواجهه میتواند منجر به «اثر معکوس» شده و از طریق ایجاد آشنایی بیشتر، به تثبیت اطلاعات نادرست در ذهن مخاطب بینجامد (4 و 5). در نتیجه، لازم است راهبرد مقابله متناسب با میزان انتشار و سطح درگیری اجتماعی با آن خبر طراحی شود.
در «عموم موارد»، اخبار جعلی دامنه انتشار محدودی دارند و تمامی جامعه را دربرنمیگیرند. در چنین شرایطی مناسبترین راهکار، نادیدهگرفتن این اخبار و تمرکز صرف بر بیان و تکرار حقیقت است. دلیل این امر آن است که در بسیاری از موارد، اعتبارزدایی یا دیبانکهایی که در پاسخ به یک خبر جعلی و همراه با ذکر خودِ خبر غلط منتشر میشوند، ناخواسته موجب انتقال آن خبر به گروههایی از جامعه میشوند که پیشتر هیچ مواجههای با آن نداشتهاند (6). بیان مجدد خبر غلط، حتی در قالب تکذیبیه، احساس آشنایی ایجاد کرده و در نتیجه، احتمال باورپذیری آن را افزایش میدهد (7). این در حالی است که برخلاف تصور عمومی، در اغلب موارد میزان انتشار یک خبر جعلی بسیار کمتر از آن چیزی است که تصور میشود (8) و در نتیجه، اساساً نیازی به واکنش رسمی ندارد. مطالعهای در کشور ژاپن در دوران همهگیری کرونا (9) نشان داد که اصلاح غیرعلمی و نادرست شایعه کمبود دستمال توالت، عامل اصلی بروز اختلال اجتماعی ناشی از کمبود این کالای بهداشتی بوده است؛ در حالی که خود شایعه تا پیش از انتشار گسترده به بهانه اعتبارزدایی، مسئلهای جدی ایجاد نکرده بود. از این منظر، مواجهه و واکنش نادرست میتواند پیامدهایی بهمراتب گستردهتر از خود شایعه به دنبال داشته باشد.
به همین دلیل برخی پژوهشگران بر این باورند که «بهترین و حتی تنها راه مؤثر مقابله با اطلاعات نادرست»، «نادیدهگرفتن آنها و تمرکز صرف بر بیان حقیقت» است (10). از دیدگاه آنان، ارائه تکذیبیه و اعتبارزدایی از اطلاعات غلط در بسیاری از موارد محکوم به شکست است؛ زیرا به آنها فضای بیشتری برای دیدهشدن میدهد، حس آشنایی را تقویت میکند و در نهایت، باورپذیری آنها را افزایش میدهد و بعضاً اثر معکوس ایجاد میکند (11 و 12). بر همین مبنا در طی روزهای اخیر اخباری نادرست و تصاویر و فیلمهای ساختگی در رابطه با تعداد کشتهشدگان، انتساب قتلها به مامورین انتظامی، سلاحهای مورداستفاده از مامورین انتظامی و موارد مشابه از رسانههای مختلف و معاند مطرح میشد که متاسفانه در بسیاری از مواقع با تکذیبیههای مختلف از سوی منابع دلسوز داخلی همراه بود؛ اقدامی غیرپیشدستانه که به احتمال بسیار زیاد و بهمانند تمام سالیان اخیر، خود به آتش نارضایتیها خواهد دمید. در اینجا و مطابق با یافتهها، راهکار صحیح و علمی آن بود که پیش از بیان اعداد و ارقام از سوی سایر رسانهها، منابع معتبر داخلی به شکل رسمی تعداد کشتهشدگان و موضوعات مربوط به آن را را پیشدستانه اعلام و در پاسخ به شایعات، صرفا حقیقت را تکرار میکردند تا به نحو موثرتری از انتشار اخبار جعلی جلوگیری شود. این توصیهی علمی در رابطه با هر نوع اطلاعرسانی در موضوعات مختلف از سوی منابع داخلی لازم و مورد تاکید است.
به عنوان جمعبندی، راهبرد پیشنهادی چیست؟
امروزه از اخبار جعلی بهعنوان محور عملیاتهای تاثیر و جنگهای شناختی نام برده میشود. این اخبار میتوانند از طریق هدایت نگرشها و رفتارهای جامعۀ هدف، بهتنهایی، منجر به فروپاشی جوامع از درون شوند. بر این اساس در مواقعی چون اغتشاشات، حملات تروریستی و یا نبردهای نظامی، مدیریت و مقابلۀ صحیح و علمی با اخبار جعلی، یکی از اصلیترین لازمههای مدیریت بحران تلقی میشود. بدین منظور و در سادهترین حالت، میتوان دستورالعمل ذیل را مبنای عمل قرار داد: 1) در شرایطی که خبر جعلی بهمیزان زیادی منتشر نشده و قابلیت آسیبرسانی ندارد، باید کاملا آن را نادیده گرفت، 2) اگر موج رسانهای آغاز شده است اما هنوز بهطور کامل تثبیت نشده، ضروری است حقیقت و خبر صحیح با ادبیاتی روشن، صریح و حاوی ادبیات کلامی خودی، در سریعترین زمان ممکن و بهصورت گسترده منتشر شود؛ برای مثال، در مواجهه با شایعات مرتبط با جنگ یا حملات تروریستی، بهجای تکذیبیه و اعتبارزدایی از شایعات مطرحشده، باید صرفاً واقعیت را بدون ابهام، با اعتمادبهنفس و بهصورت محکم بیان کرد و ضمن اجتناب از احساس تکلیفهای کاذب نسبت به پرداخت به شایعات، از بازنشر آنها پرهیز نمود، 3) نهایتا نیز در شرایطی که یک خبر جعلی بهطور گسترده فراگیر شده باشد، راهبرد مقابلهای چهارمرحلهای مبتنی بر روانشناسی اخبار جعلی ضرورت مییابد که در بسیاری از موارد میزان انتشار اخبار پایینتر از حدی است که به این سطح از مداخله نیاز باشد.