امروزه مرز میان صلح و جنگ مبهمتر از همیشه شده و لازم است وضعیت منطقه خاکستری (حالتی میان صلح و درگیری) و ماهیت تهدیدات ترکیبی بهدرستی درک و تحلیل شود. بخش مهمی از این تهدیدات ترکیبی، جنگ شناختی یا عملیات تاثیر است که میکوشد ادراک، احساس، باور و رفتار انسان را به میدان رقابت قدرتها بدل کند؛ جنگی که کنترل پیامها، بهمعنای کنترل واقعیت است. ابزار تحقق تمام این اهداف سوءاستفاده از ویژگیهای رواشناختی انسانهاست؛ از این منظر شناسایی ویژگیها و آسیبپذیریهای روانشناختی انسانها و راههای استفاده از آن در قالب عملیات تاثیر مستلزم بررسی مسئله از دیدگاه علوم رفتاری و روانشناختی است تا بتوان با شناخت عمیق انسان و بررسی مطالعات شواهدمحور به بینشهایی جهت انجام عملیات تاثیر و همچنین راههایی برای مقابله با آنها دست یافت. مرکز بینشهای رفتاری ایران در گزارشی جامع ضمن ارائهی بیش از 100 راهبرد عملیاتی در دستههای مختلف عملیات تاثیر، به طور مفصل به این مهم پرداخته است.
از آغاز تمدن، انسان همواره تلاش کرده تا بر افکار عمومی تأثیر بگذارد. این امر، بخشی بنیادین از ساختارهای سیاسی است که جوامع در بستر آن شکل گرفتهاند. با این حال، آنچه در دوران معاصر پدید آمده، تبدیل افکار عمومی به ابزاری برای منازعه است؛ پدیدهای نوظهور و تهدیدآمیز که شیوه تعامل انسانها را دگرگون ساخته و گسترش اینترنت و رسانههای جمعی، امکان دستکاری ذهنها را از طریق پیامهای هدفمند، چندوجهی و در عین حال پنهان فراهم آورده است. این ابزارها به کنشگران مختلف اجازه میدهند تا افکار عمومی را در مقیاسی بیسابقه شکل دهند، بیآنکه چهرهای آشکار داشته باشند (1).
«جنگ شناختی» یا «عملیات تأثیر» بر خلاف جنگهای سنتی، به جای اعمال قدرت فیزیکی، بر نفوذ در افکار، احساسات و تصمیمهای انسان تکیه دارد. هدف آن، تحمیل اراده از بیرون نیست، بلکه تضعیف توان مقاومت از درون است. در این نوع جنگ، دشمن نه با سلاح بلکه با پیام، شکست داده میشود. به گفتهی اندیشمندان این عرصه، جنگ شناختی مرحلهای جدید از تکامل در منازعه است که میدان نبرد را از فضای فیزیکی به ذهنها و ادراکات گسترش داده است (2).
ریشههای این الگوی نوین را میتوان در دوران جنگ سرد جستوجو کرد. زمانی که «نابودی متقابل تضمینشده» به دکترین مسلط جهانی بدل شد و جنگ تمامعیار ناممکن به نظر رسید، رقابت قدرتها به عرصههای پنهانتری کشیده شد. جاسوسی، خرابکاری و جنگهای نیابتی جای نبردهای مستقیم را گرفتند. در این فضا، عملیاتهای پنهانی و انکار فعالیت علیه دیگری به رویهای عادی در روابط بینالمللی تبدیل شد و سازمانهایی مانند سیا و افبیآی فراتر از وظایف اولیه خود گسترش یافتند (3).
پیشرفتهای سریع در فناوری اطلاعات، ارتباطات و روانشناسی شناختی، بستر این نوع نبرد را گسترش دادهاند (4). امروز بازیگران دولتی و غیردولتی با بهرهگیری از رسانهها، شبکههای اجتماعی و فناوریهای نو، در پی تأثیرگذاری بر ادراک عمومی و تغییر رفتار جمعی هستند (5). این فناوریها نهتنها حجم اطلاعات قابل دسترس را افزایش دادهاند، بلکه تولید و انتشار آن را نیز به فرایندی غیرمتمرکز و جهانی بدل کردهاند. رسانههای اجتماعی و اینترنت با الگوریتمهایی که باورهای پیشینی را تقویت میکنند، میتوانند دیدگاههای افراطی را گسترش دهند و جوامع را دچار قطبیسازی کنند. در نتیجه، شناخت کارکرد این الگوریتمها و لحاظکردن آنها در طراحی محتوا، نقش مهمی در نحوه اثرگذاری پیامها دارد (6).
کشور ما از سالیان دور تحت هجمۀ گسترده، پیچیده، مستمر و نظاممند عملیاتهای تاثیر مختلف قرار داشته و آسیبهای بسیار وسیع و جبرانناپذیری نیز در این راه متحمل شدهاست. این عملیاتها توسط بازیگران مختلف بیگانه طراحی و اجرا میشوند و در بسیاری از مواقع، بر اساس طرح دقیقی که دارند، توسط بازیگرانی از داخل کشور امتداد مییابند و در مرحلۀ پایانی نیز از طریق مسلحسازی افکار عمومی، تلاش میکنند کشور را به سمت بیثباتی و اتخاذ تصمیمات اشتباه ببرند. اغتشاشات سال 1401، اتفاقات مربوط به جنگ تحمیلی 12 روزه با رژیم صهیونیستی و شورشهای دی ماه 1404 نمونهای از این عملیاتهای تاثیر بودند که با هدف آسیبزدن به جامعهی ایران انجام شدند. علیرغم وجود این تلاش گسترده علیه کشور، متاسفانه در سطح نظر و عمل، تلاش درخوری برای آشنایی و تسلط بر این حوزه بهصورت علمی (بهویژه از منظر روانشناسی و علوم شناختی) و بهکارگیری آن بهصورت عملی در مواقع لزوم دیده نشده و کشور ازین لحاظ بسیار آسیبپذیر است. بر این اساس لازم است مانند آنچه امروزه مراکز نظامی و امنیتی و مراکز تحقیقاتی و سیاستی دنیا انجام میدهند، سرمایهگذاری بسیار زیادی برای توسعۀ این حوزه و مجهزشدن کشور به دانش آن صورت بگیرد. از آنجایی که موفقیت عملیاتهای تاثیر وابسته به سوءاستفاده از ویژگیهای رواشناختی انسانهاست، شناسایی ویژگیها و آسیبپذیریهای روانشناختی انسانها و راههای استفاده از آن در قالب عملیات تاثیر مستلزم بررسی مسئله از دیدگاه علوم رفتاری و روانشناختی است تا بتوان با شناخت عمیق انسان و بررسی مطالعات شواهدمحور به بینشهایی جهت انجام عملیات تاثیر و همچنین راههایی برای مقابله با آنها دست یافت.
مطالعۀ حاضر تلاش کرده با پرکردن این خلاءها، آخرین شواهد علمی در حوزه عملیات تأثیر و جنگ شناختی را گردآوری کرده و ضمن ارائۀ بینشی عمیقتر و روانشناختی نسبت به این پدیده، راهکارهای «انجام عملیات تأثیر» را برشمرد. این راهکارها میتوانند هم برای شناخت عمیقتر و علمی از اقدامات بازیگران بیگانه مورد استفاده قرار بگیرند و هم با رعایت حدود اخلاقی و دینی، بهصورت فعالانه علیه این بازیگران استفاده شوند.
منابع:
(1) Bernal, A., Carter, C., Singh, I., Cao, K., & Madreperla, O. (2020). Fall 2020 cognitive warfare: An attack on truth and thought. NATO Innovation Hub. https://innovationhub-act.org/wp-content/uploads/2023/12/Cognitive-Warfare.pdf
(2) Bomberg, A. (2025, February). Understanding the modern battle for influence. Crisis Response Journal. https://www.intelligent-holdings.co.uk/alex-bomberg-cmj.pdf
(3) The Evolution of the U.S. Intelligence Community-An Historical Overview. FAS, Federation of American Scientists, 23 Feb. 1996, fas.org/irp/offdocs/int022.html.
(4) Wanless, A., & Berk, M. (2021). The changing nature of propaganda. In T. Clack & R. Johnson (Eds.), The world information war: Western resilience, campaigning, and cognitive effects (pp. xx–xx). Routledge. https://doi.org/10.4324/9781003046905-16
(5) Boswinkel, L., Neill, B., Finlayson, J., Michaelis, M., & Rademaker. (2022). Weapons of mass influence Shaping attitudes, perceptions and behaviours in today’ s information warfare. https://hcss.nl/wp-content/uploads/2022/04/Weapons-of-Mass-Influence-Information-Warfare-HCSS-2022-V2.pdf
(6) Korteling, J. H., Cadet, B., & Hof, T. (2023). Behavioural influence interventions in the information environment. https://hcss.nl/wp-content/uploads/2023/06/07-Behavioural-influence-interventions-in-the-information-environment-2023-HCSS.pdf